السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
27
تفسير هدايت (فارسى)
ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ سپس از او رويگردان شدند ، و به انتخاب چيزهايى پرداختند كه شهوتها و مصالح و رهبرى باطل ايشان فرمان مىداد ، و علاوه بر آن كه به سخنان فرستادهء خدا گوش نكردند ، او را متهم ساختند : وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ گفتند كه او تعليم ديدهاى ديوانه است ، و به او همچون كسى وابستهء به ديگران نگاه مىكردند ، و اين تهمتى است كه هميشه گردنكشان بر هر انقلابى و مجاهدى وارد مىآورند ، و او را دست نشانده و مزدور ديگران مىشمارند ، و چنان ادعا مىكنند كه او وابستهء به دستگاههاى خارجى است ، و از طرف ديگر او را به ديوانگى متهم مىكردند از آن روى كه به كارهاى خواستار جرأت فراوان مىپرداخت . در واقع آنان به اين معترف بودند كه او دانا و شجاع است ، ولى غرور آنان را از اين باز مىداشت كه به عظمت او اعتراف كنند و حكمت او را به تعليم گرفتن از ديگران و قهرمانيهاى او را به جنون تعبير مىكردند ، و چون بدانيم كه رسالت او برخاستهء از فرهنگى نبود كه در مجتمع او انتشار يافته باشد ، اعتراف آنان در حقيقت به آن بر مىگشت كه او فرستادهء خدا است ، و با دانستن اين كه شجاعت او به حساب گرفته مىشد ، كلام ايشان در واقع اعتراف به اين امر بود كه او بر خدا توكّل كرده و خدا مؤيد او بوده است . [ 15 ] ولى با اين همه خدا گاه به رحمت خود بر بندگانش عذاب را از ايشان بر مىدارد ، چه يكى از هدفهاى فرستاده شدن او بر مردم اين بود كه آنان را به حق بازگرداند ، و مسير نادرست ايشان را اصلاح كند و آنان را با انگيختن بر نقادى از خود به اين اصلاح وادارد ، چنان كه خداوند متعال مىگويد : فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ پس ايشان را فرا گرفتيم به بيم و شمشير و به تنگى و بد حالى تا مگر درزارند » . « 8 » و چون به تضرع و زارى افتادند ، خدا سختى را از ايشان دور كرد تا حجت كامل را بر ايشان اقامه كرده باشد ، و بطلان اين ادّعاى ايشان را
--> ( 8 ) - الأنعام / 42 .